1- دانشگاه هنر ایران ، kiani@art.ac.ir
2- دانشگاه هنر ایران
چکیده: (9 مشاهده)
بنا به دلایلی در دنیای مدرن زبان نمادین معماری سنتی به ویژه معماری سنتی ایران فراموشو ارتباط میان انسان و اثر معماری گسسته شده است. بناهای معماری سنتی به فن و عملکرد صرف تقلیل یافتهاند و بخش نمادین معماری دیگر خوانده نمی شود. این پژوهش با تکیه بر دیدگاهی پدیدارشناسانه به ریشهها و اصلها بازمیگردد تا متن نمادین معماری ایرانی را بازخوانی کند. در این خوانش، به کمک روششناسی رومن اینگاردن،فیلسوف پدیدارشناس هنری، به بررسی معماری بهمثابه متنی چندلایه میپردازیم که معنا در آن تنها در تعامل مخاطب و اثر تحقق مییابد.هر اثر هنری در نظریه اینگاردن متنی چندلایه است که نظامهای معنایی را در خود جای داده و هیچیک بردیگری برتری ندارند. برای واکاوی این مسئله، مسجد شیخ لطفالله در اصفهان بهعنوان نمونه موردی انتخاب شده است؛ بنایی که نهتنها از نظر زیباییشناسی بنای ارزشمند عصر صفوی است، بلکه در خوانش پدیدارشناسی متنی نمادین به شمار میآید که ماده، فرم، رنگ، نورو تزیینات آن در شبکهای از لایههای معنایی سازمان یافتهاند. در راستای تبیین زمینهای موضوع، به پیوند معماری و نمادها در ایران باستان و در دوره پساساسانی که حاصل تداوم فرهنگی و هنری در سرزمین ایران است، اشاره میشود. از آتشکدههای زرتشتی و باغهای ایرانی تا گنبد و نقوش هندسی در معماری دورههای پساساسانی. اما هدف اصلی پژوهش، بازخوانی لایههای حجمی و نمادین مسجد شیخ لطفالله از منظر پدیدارشناسی است تا نشان دادهشود چگونه میتوان دوباره ارتباط مخاطب معاصر با زبان نمادین معماری ایرانی را برقرار کرد.
در آخر مقاله و پس از بازخوانیهای فرمی هندسی و کالبدی؛ چنین نتیجهگیری میشود که بناها کالبد صرف نبودهاند و ارتباطات معنایی میان نظالم فکری ایرانیان و بناهای ساخته شده در ایران وجود داشتهاست. گفتنی است که هدف مقاله به عیچ عنوان نادیده گرفتن اهمیت فنی و مهندسی بنای مسجد شیخ لطف الله نیست بلکه در صدد آن است اهمیت لایه نمادین و معنایی بنا را نیز یادآور شود و میان مخاطب معاصر و بنا دیالوگ برقرار کند.
شمارهی مقاله: 198
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
معماري و شهرسازي