1- دانشگاه ازاد اسلامی واحد قزوین ، sara_shareati@iau.ir
2- دانشگاه ازاد اسلامی واحد قزوین
چکیده: (3 مشاهده)
پس از چند دهه تجربه در احیای خانههای تاریخی ایران، ارزیابی این پروژهها همچنان معطوف به شاخصهای فنی و کالبدی است و از تأثیرات عمیقتر آن بر کاربران غفلت میشود. در حالی که غایت هر مداخله در بافتهای تاریخی، برقراری رابطهای پایدار و معنادار میان انسان و معماری است، پرسش از چگونگی تأثیر ویژگیهای کالبدی خانههای احیاشده بر رفتار محیطی کاربران بیپاسخ مانده است. این پژوهش با هدف خوانش مؤلفههای کالبدی مؤثر بر شکلگیری الگوهای رفتاری در خانههای تاریخی قزوین و پاسخ به این پرسش انجام شده که کدام ویژگیهای کالبدی و از چه مسیری بر نگرش و کنش کاربران تأثیر میگذارند. پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل محتوای تفسیری انجام شد. دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق با کاربران سه خانه تاریخی احیاشده در قزوین گردآوری و با نرمافزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند. مشارکتکنندگان به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. یافتهها نشان داد مؤلفههای کالبدی مؤثر بر رفتار کاربران در پنج مقوله اصلی قرار میگیرند: اصالت حسی مصالح، تناسبات فضایی و نور، سازماندهی فضایی و خوانایی، نشانههای تاریخی و هویتبخش، و انعطافپذیری عملکردی. این مؤلفهها به تنهایی رفتار مطلوب را برانگیخته نمیکنند، بلکه از طریق سه تجربه واسط یعنی احساس اصالت و باورمندی، ادراک ارزش تاریخی و دلبستگی عاطفی به مکان، به شکلگیری الگوهای رفتاری مانند مراقبت، احساس مسئولیت، تعامل اجتماعی و استفاده پایدار از فضا منجر میشوند. نتایج نشان میدهد خوانش الگوهای رفتاری در خانههای تاریخی، گویای رابطهای سلسلهمراتبی میان مؤلفههای کالبدی، تجارب ادراکی و کنشهای محیطی است. آنچه کاربر را به مراقبت از فضای تاریخی وامیدارد، نه صرفاً کیفیت کالبدی، بلکه معنایی است که در ذهن او شکل گرفته و به دلبستگی عاطفی انجامیده است. بنابراین موفقیت احیای معماری در گرو توانایی برقراری این زنجیره معنایی و خلق فرصتهای پیوند عاطفی میان کاربر و میراث تاریخی است.
شمارهی مقاله: 203
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
معماري و شهرسازي